خانه » روش های موفقیت » به این ۶ سوال پاسخ دهید تا هدف واقعی زندگی شما معلوم شود

به این ۶ سوال پاسخ دهید تا هدف واقعی زندگی شما معلوم شود

در اعماق وجود شما، کاری هست که عاشقانه دوست دارید آن را انجام دهید و خود را در این دنیا اثبات کنید. پس برای یک سفر به درون روح خود آماده شوید.

به عنوان یک خواننده با وضعیت مالی خوب، لازم است تا هم‌اکنون موفقیت را جدای از ثروت و پول تعریف کنید. احتمالا برای شما موفقیت یک مفهوم کلی و جامع است، ولی در اینجا منظور موفقیت مالی و اقتصادی نیست؛ بلکه منظور از خوشبختی، روابط خوب و سالم، توانایی در کمک‌رسانی به دیگران و هم‌کاری با اجتماع است. «شما به هدفی بزرگتر از زنده ماندن صرف، نیاز دارید.» زمانی‌که شما اعتماد به خود و توانایی‌های‌تان را دریابید، زمان آن می‌رسد که حس رضایت را درک کنید و راهی برای نشان دادن یکتا بودن و فردیت به خود، به دوستان و دنیای اطراف به دست آورید. مردم در ذهن‌شان یک لیست تهیه می‌کنند و فکر می‌کنند زندگی به همین لیست ختم می‌شود. «ادامه تحصیل، ازدواج، بچه‌دار شدن، خرید ملک و املاک، عالی‌تر کردن مقام خود در کار و غیره.» اما خوشبختی تنها از پول و موفقیت سرچشمه نمی‌گیرد. کافی است به ستارگان بزرگ و مشهور دنیای هنر نگاه کنید تا ببینید با وجود دریافت ارقام کلان باز هم احساس خوشبختی نمی‌کنند.

اما واقعا چه چیزی می‌تواند شما را راضی کند؟ واضح است که همه انسان‌ها مانند هم نیستند ولی چند استراتژی متعارف وجود دارد تا شما به هدف خاص و بی‌همتای خود برسید. برای این منظور به این ۶ سوال کلیدی پاسخ دهید:

۱- در دوران کودکی و جوانی، تجربه چه چیزی بیش از همه برای من حائز اهمیت بوده است؟

چه زمان‌هایی از گذشته احساس رضایت کرده‌ام؟ یک لیست از تمام کارهایی که در زمان کودکی، نوجوانی و جوانی برای شما لذت‌بخش و مهم بوده است تهیه کنید. ممکن است شما به بازی بسکتبال و یا نواختن گیتار علاقه داشته‌اید. آرزوهای‌تان را دنبال کنید و آن را هرچند کوچک به سرانجام برسانید. سعی کنید خواسته‌تان را در راهی درست قرار دهید؛ مثلا برای مربی‌گری تیم بسکتبال کودکان داوطلب شوید.

«احساس و کشف هدف زندگی از داخل آن برمی‌خیزد نه جایی خارج از آن و به اجبار.» هدف شما ممکن است یک زندگی سالم برای خود و خانواده‌تان باشد و یا ممکن است کمی پیچیده‌تر و از تجربیات دوران جوانی نشات گرفته باشد.

۲- چه کسی الگوی من است و چرا او را تحسین می‌کنم؟

جواب این سوال می‌تواند یک شخص مشهور ، یا یکی از همکاران و یا از نزدیکان شما باشد. دلیل‌اش می‌تواند دست و دل‌باز بودن و یا اندیشه‌های شخص، یا صرفا شهرت او باشد. مثلا افراد زیادی می‌خواهند آدم بزرگی مثل استیو جابز را به عنوان الگوی‌ برگزینند. داشتن چنین الگویی خوب است، اما می‌تواند تهدید آمیز هم باشد. شما باید خود را به صورت عقلانی با افراد شهیر مقایسه کنید. کاراکتر، دید و توانایی او را داشته باشید، از او یاد بگیرید ولی در نهایت خودتان باشید.

۳- اعتقادات و ارزش‌های اصلی و مرکزی من چیست؟

شاید سوال ساده‌ای به نظر برسد ولی قطعا جواب دادن به آن پیچیده و سخت‌ خواهد بود. متاسفانه خیلی از کارهایی که ما انجام می‌دهیم و به عنوان یک ارزش آن را پذیرفته‌ایم صرفا به این دلیل است که این‌طور آموزش دیده‌ایم. ولی واقعیت این است که این ارزش‌ها برای همه صورت یکسان عمل نمی‌کند. مثلا مدیر عامل یک شرکت بودن تحسین همه را بر می‌انگیزد ولی برای شخص من، یک کار شدیدا استرس‌زا است و به روح و قلب من فشار زیادی وارد می‌کند. آزاد بی‌اندیشید و منتظر نباشید تا دیگران تصمیم‌های مهم زندگی شما را بگیرند. برای بهتر شدن زندگی‌تان، تلاش کنید.

یک لیست از ارزش‌هایی که برای شما مهم است تهیه کنید. این لیست می‌تواند از اعتقاد تا بی‌اعتقادی؛ صبر تا بی‌صبری و غیره باشد. بعد از اتمام لیست از یک تا ده به آن نمره دهید. این کار کمک می‌کند تا بفهمید چه ارزش‌هایی برای شما مهم و حیاتی‌تر است و با درک آن می‌توانید به زندگی خود معنی تازه‌ای ببخشید.

۴- چه اهدافی به قلب و روح من نزدیک‌تر است؟ و چگونه می‌توانم از تمام اعتبار حرفه‌ای خودم برای رسیدن به آن اهداف استفاده کنم؟

به مدت یک هفته، اخبار شبانگاهی را دنبال کنید. چه چیزی بیشتر از همه شما را آزرده می‌کند. شاید کودک‌آزاری، یا خانواده‌هایی که از پس هزینه‌های زندگی بر نمی‌آیند، یا کشوری که بیماری ویروسی در آن پخش شده است و مردم آن کشور با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. « نباید چیزی پیدا کنید و به آن بچسبید.» ذهن خود را برای احتمالات باز کنید و آن‌گاه خواهید دید که چه چیزهای شگفتی برای شما نمایان خواهد شد.

قطعا پیدا کردن اهداف زمان‌بر خواهد بود و شما باید وقتی را برای گشت و گذار در انجمن‌ها و جست‌وجوهای اینترنتی صرف کنید. پس از کشف اهداف، به احتمال خیلی زیاد در می‌یابید که از نظر مالی هیچ سودی برای شما ندارد و ممکن است در وهله اول بخواهید از انجام آن کار فرار کنید. ولی واقعیت این است که شما با انجام کاری که واقعا با روح شما سازگاری دارد ، حسی را تجربه خواهید کرد که با هیچ پول و ثروتی قابل مقایسه نخواهد بود.

۵- چه اهدافی را برای خودم در نظر بگیرم؟

بخشی از تجربه‌های زندگی خود را بردارید و هدف نهایی هر قسمت را بر روی کاغذ بنویسید. این بخش‌ها شامل کار، خانواده، سلامتی، روابط و نیازهای روحی و سفرهای‌تان است. سپس از خود بپرسید: «بهترین حالت روحی و جسمی من چگونه است؟»، «دوست دارم زمان بیشتری را با چه کسی بگذرانم؟»، «چه چیزی را در زندگی‌ام بیش از همه دوست دارم تغییر دهم؟» جواب این سوال‌ها را جداگانه بنویسید و رسیدن به آن را هدف و سرگرمی خود قرار دهید. دویدن روزانه، صرف شام خانوادگی، ساختن یک خانه، سفر به یک کشور توسعه نیافته می‌تواند اهداف کوتاه یا بلندمدت شما باشد.

۶- من چه میراثی از خود به جای خواهم گذاشت؟

سوال نهایی از اهمیت و ارزش بالایی برخوردار است و احتمالا ذهن شما را خیلی درگیر خواهد کرد. «من چه سهمی از این دنیا داشته‌ام؟»، «افرادی که با من در ارتباط بوده‌اند چه بخشی از من را بیشتر به یاد خواهند داشت؟»

یکی از بهترین راه‌ها برای یافتن پاسخ این سوال‌ها این است که پیش‌بینی کنید اطرافیان پس از مرگ‌تان درباره شما چه خواهند گفت. متن حرف‌هایی که حدس می‌زنید زده خواهد شد را بنویسید. این کار باعث می‌شود تا شما به یاد بی‌آورید که زمان محدودی زندگی خواهید کرد، در نتیجه با دیدی بازتر به آنچه پیش رو دارید، خواهید نگریست. اگر دوست دارید در مراسم خاکسپاری و یادبودتان بشنوید که «پدری/مادری فداکار و دلسوز بود.»، « همسری مهربان بود.»، «کارمندی وظیفه‌شناس و کاردان بود.» و جملاتی از این دست، به این آدم تبدیل شوید و برای تبدیل شدن به همچین آدمی بیشتر انریی خود را صرف کنید. باید از همین امروز برای آن شخصی که می‌خواهید باشید تلاش کنید.

منبع : khalaghiat.com