خانه » مد و مسائل زندگی » نقش مخرب ترحم و دلسوزی در روابط

نقش مخرب ترحم و دلسوزی در روابط

بسیاری اوقات شاهد ارتباطاتی از سر ترحم و دلسوزی بوده ایم که در آن فرد حتی دلیل رفتار ترحم آمیز خود را نمی داند. در چنین روابطی معمولا یک طرف رابطه دهنده احساس و طرف دیگر تنها گیرنده می باشد. شاید فکر کنید کسی که روابطی ترحم آمیز و دلسوزانه دارد فردی مهربان و به نوعی خیر است، اما با بررسی بیشتر می توان پی برد که بخش بزرگی از رفتار ترحم آمیز آن ها از ناخودآگاه شان سرچشمه می گیرد. ماندن در ازدواجی بدون رابطه جنسی به مدت ۳۰ سال مصداقی از رابطه ترحم آمیز است. البته در این مثال نیز مسائل دیگر می تواند دخیل باشد که قابل بررسی است. در ادامه بیشتر به جوانب مختلف روابط ترحم آمیز و از سر دلسوزی پرداخته ایم.

آیا رابطه ام ترحم آمیز است؟

وضعیت خود را تشخیص بدهید؛ آیا نقش یک دایه مهربان تر از مادر را بازی نمی کنید؟ آیا بیش تر از اینکه دوست بدارید، برای تغییر دادن مسیر زندگی کسی یا نجات دادن او وارد رابطه شده اید؟ معمولا افرادی که در این وضعیت قرار می گیرند مانند شما از خود رابین هود می سازند. کاراکتر قهرمان داشتن و علاقه به نجات دیگران باعث می شود تنها به این دلیل که فرد مقابل به شما یا کمک تان نیاز دارد، وارد رابطه شوید. نجات دهنده بودن برای انسان حس زیبا و خوشایندی دارد. اما نکته آنجاست که حس ترحم در یک رابطه می تواند مانند یک آفت زندگی هر دو طرف را سیاه کند.

چرا روابطم ترحم آمیز و از سر دلسوزی است؟

وقتی روابط خود را بررسی می کنید متوجه می شوید بیشتر روابط شما بر اساس کمک به دیگران بنیان یافته و شما به نجات دادن دیگران اعتیاد پیدا کرده اید. همیشه رابطۀ خود را با افرادی آغاز می کنید که درمانده هستند و به یک نجات دهنده نیاز دارند. دلایل این رفتار معمولا به شرح زیر است:

۱- در پی تمام کردن کارهای نیمه تمام و باقی ماندۀ کودکیتان هستید. با این روش بحالتی عجیب در حال ادامه دادن خیالات کودکی هستید.

۲- کودک درون که روزی دلش می خواست پدر یا مادر یکی از بستگان را نجات بدهد؛ در حال حکمرانی است.

۳- نجات دهنده ای که برای شما نیامده را فراموش کرده اید و خودتان نقش یک نجات دهنده را بازی می کنید. اما نجات دهنده باید در زندگی خود نجات دهنده باشد.

۴- ممکن است نوعی نیاز به حس برتر بودن، قوی تر بودن و مهم بودن داشته باشید که ازین روش آن را ارضا می کنید.

۵- مهم ترین دلیل و معمول ترین دلیل این است که خودتان را دوست ندارید و حاضر نیستید برای خودتان کاری انجام بدهید.

۶- تکلیف با افراد درمانده ساده و راحت است، فقط باید برایشان دلسوزی کنید. یعنی ممکن است شما از رابطه اطلاعات کمی داشته باشید.

۷- مراقب باشید عشق را با ترحم اشتباه نگرفته باشید.

سرانجام ترحم و دلسوزی بی مورد در رابطه چیست؟

وقتی از روی ترحم به دیگری محبت می کنید، در طی زمان خودتان را فراموش می کنید، رابطه تان بجای دلبستگی به نوعی وابستگی تبدیل می شود. استقلال شخصیت از بین می رود و بجای رابطه ای بالغانه، مادر دوم یا پدر دوم می شوید. والدگری باعث می شود عقده های کودکی سرباز کرده و پس از جبران عقده های کودکی، در عین ناباوری شما طرد می شوید.

هرچقدر که شما از روی دلسوزی و ترحم این رابطه را نگه دارید، رفتارهای طرف مقابل زننده تر شده و در نهایت از او متنفر می شوید. جالب اینجاست که با وجود تنفر وقتی بخواهید او را ترک کنید نوعی احساس گناه گریبان گیرتان می شود. مدام نگرانید که مبادا به آن آدم مجروح که روزی می خواستید نجاتش بدهید، صدمه شدیدتری وارد کنید. اگر او را ترک کنید با حسی از گناه این کار را ادامه می دهید و دوباره به ابتدای الگو بازگشته تا فرد جدیدی را پیدا کنید که درمانده و مجروح باشد تا نجاتش بدهید.

در دایره ترحم سرگردانید؟

بودن در چنین الگویی که مدام نقش یک نجات دهنده را بازی می کنید به این معناست که بهتر است با یک مشاور، به بازسازی زندگی خود بپردازید. برای شکستن این الگو لازم است ابتدا رابطه ای که در آن هستید را به صورتی که نامزدتان متوجه شود “همیشه به یک نجات دهنده نیاز دارد” و “بیشتر یک وابسته است تا دلبسته”، پایان بدهید. توصیه می کنم مقاله دلبستگی و وابستگی در رابطه را در این رابطه مورد مطالعه قرار دهید. این کار برای هردوی شما مناسب تر است. نگران ناراحتی ها نباشید، ناراحتی برای بازگشت به واقعیت می تواند مفید باشد.

برای پایان چرخه ترحم چه کنم؟

پیش از هر چیز باید ابتدا زندگی خود را نجات بدهید و بیاموزید دوست داشتن خود به چه معناست. معمولا افراد پس از خواندن یک مقاله یا کتاب با تکرار و اعتراف به اینکه من خودم را دوست دارم یا دوست خواهم داشت تلاش می کنند خود را گول بزنند و دوباره با چشمان باز اما نیمه بسته به رابطه های ترحم آمیز برگردند. وقف زندگی در صورتی که خودتان نتوانید لذت زندگی را بچشید، نوعی ظلم به خودتان و کسانی که دوستشان دارید است.

برای خودشناسی و پی بردن به هویت خود با یک مشاور صحبت کنید و کمتر در مقابل شروع خودسازی بجای دیگر سازی مقاومت کنید. برای شروع می توانید دو لیست جداگانه تهیه کنید و در لیست اول ویژگی های خوب و مورد علاقه همسرتان که در خیالتان ساختار گرفته است را با لیست دوم که در آن علائم و مشخصات افراد قربانی که فقط به نجات دادن آن ها می پردازید را جدا کنید. نوشتن این لیست کار ساده ای بنظر می رسد اما در زمان نوشتن آن متوجه اتفاق های زیادی در سازمان فکری خود خواهید شد.

منبع : honarehzendegi.com

x

حتما ببینید

روانشناسی رنگ ها در دکوراسیون

آیا می‌توانید دنیای اطراف خود را بدون وجود هیچ گونه رنگی تصور کنید؟ هر رنگ ...