خانه » مد و مسائل زندگی » چرا به اهداف خود نمی رسیم

چرا به اهداف خود نمی رسیم

اکثر ما گاهی این سؤال را از خودمان می پرسیم «در چه نقطه ای از زندگی مان قرار داریم؟ و چرا به اهداف خود نمی رسیم» شغل یا روابط شخصی فرقی ندارد، همه ی ما متعجب هستیم که چرا در آن جایی که رویای آن را داشتیم، قرار نداریم. این گونه سوال ها در جهت رسیدن به اهداف و آرزوهایمان بسیار مهم هستند. اغلب جواب این سوالات به اعمال خودمان بر می گردند. اگر چه ممکن است شرایط را برای نرسیدن به اهدافمان مقصر بدانیم، اما باید بدانیم که در واقع مقصر اصلی خود ما هستیم. در لیست زیر برخی از کارهایی که ما انجام می دهیم و با رسیدن به اهدافمان تناقض دارند، ذکر شده است.

۱ – دوست داریم ارتقاء شغلی بگیریم، اما برنامه ریزی روزانه ما متناسب با این هدف نیست

معمولا وقتی فرصتی خودش به سراغ ما می آید، برای آن تلاش نمی کنیم. یک ارتقاء شغلی جدید یا احراز یک پست جدید، معمولا به ما انگیزه ای برای سخت کوشی بیشتر می دهد. به هر حال در نهایت ممکن است اشتیاقمان را برای انجام کارها از دست بدهیم و اگر به همین منوال ادامه یابد، تلاش مان کمتر و کمتر می شود. اگر آسودگی را به تلاش بیشتر ترجیح دهیم و نتوانیم به وظایفمان برسیم، نباید انتظار ارتقاء شغل داشته باشیم. باید با انگیزه بمانیم و تا جایی که می توانیم خودمان را به چالش بکشیم.

۲ – می خواهیم دنیا را بگردیم، اما خودمان را در گرفتاری های روزمره غرق کرده ایم

تمایل به سفر دور دنیا امری متداول است. هر چند برای رسیدن به این هدف، فداکاری های زیادی لازم است. مهم ترین قربانی، زمان آزاد ما است. هر چه بزرگ تر می شویم، بیشتر در مسؤولیت ها غرق می شویم. اجاره و وام هایی که هر ماه باید بپردازیم، شغلی داریم که بیشتر از دو هفته نمی توانیم آن را کنار بگذاریم و حتی روابط و بچه هایی که می توانند ما را از جهانگردی باز دارند. هرچه بیشتر صبر کنیم، بیشتر زمین گیر این مسائل می شویم. همچنین فرصت کمتری برای لذت بردن کامل از چیزی خواهیم داشت. علاوه بر این نباید این وظایف و مسؤولیت ها بهانه ای برای سفر نرفتن قلمداد شوند، بلکه این موارد موانعی است که می توانند با مدیریت، تلاش و برنامه ریزی حل شوند.

۳ – می خواهیم رویاهای کودکی را دنبال کنیم، اما تحت تاثیر عقیده های واقع گرایانه قرار داریم

اگر هر کس بر اساس رویاهایی که در کودکی داشت زندگی کند، همه ی ما می توانستیم با ماشین فراری خود در یک روز معمولی از خانه به محل کار برانیم. هر چه به ثبات بیشتری در زندگی برسیم، آرزوهای ما بیشتر رنگ می بازند. چرا تمام پولمان را صرف یک ماشین اسپرت لوکس کنیم وقتی می توانیم با بخشی از آن یک ماشین معمولی و به قیمتی مناسب بگیریم؟ انسان هر چه بزرگ تر می شود، مسائل را از لحاظ عقلانی بررسی می کند و چون بسیاری از رویاهای کودکی بیشتر احساسی است، در نتیجه در بزرگسالی به تحقق نمی پیوندند. بنابراین، فهرست آرزوهای مان به فهرستی از رویاهایی که هیچ گاه محقق نشده، تبدیل می شود. هیچ دلیلی وجود ندارد که از تلاش برای غیرممکن ها دست برداریم.

۴ – می خواهیم با دوستان فراوانی که داریم، یک زندگی اجتماعی داشته باشیم اما هیچ کاری نمی کنیم

بیشتر اوقات ممکن است شدیدا احساس کنیم منزوی شده ایم و خود را از گروه های اجتماعی طرد شده بدانیم. وظیفه ی ما این است که سعی کنیم هرگاه از طرف دوستان و یا اطرافیانمان به بیرون دعوت شدیم، آن را کنسل نکنیم و آغازگر گفت و گوها باشیم. محبوبیت و داشتن ارتباط با گروه های اجتماعی خوب، نیازمند تلاش و فداکاری است. برای به دست آوردن خواسته ای باید موارد دیگر را قربانی کنیم. گاهی اوقات این امر به دلیل خانواده، شغل و یا تحصیل امکان پذیر نیست. بنابراین باید اولویت بندی کنیم و عواقب کاری که تصمیم گرفتیم انجام دهیم را بپذیریم.

۵ – دوست داریم ابراز وجود کنیم و وقتی روی ما حساب باز می کنند شجاع باشیم، اما می ترسیم و به دلیل خجالت کنار می کشیم

ترس مانع همیشگی در برابر بسیاری از ابعاد زندگی ما از جمله موفقیت، رشد شخصی و صداقت با خود است. اکثر اوقات در موقعیت هایی قرار می گیریم که می توانیم صدای خودمان را بالا ببریم، نظراتمان را بیان کنیم و یا در عوض عقب نشینی کنیم. اگر چه متاسفانه تمایل داریم که از ترس مضطرب شدن یا مورد نقد واقع شدن، از این گونه موقعیت ها فرار کنیم. این امر در نهایت منجر به پشیمانی دائمی از انجام ندادن کار درست در موقعیت های خاص می شود. معمولا در پایان هر کاری دوست داریم نگاهی به گذشته داشته و از عملکرد خودمان راضی باشیم. نباید بگذاریم ترس ما را از انجام کار باز دارد و هر گاه متوجه این موضوع شدیم، سریعا عملکرد درست را انجام دهیم.

۶ – می خواهیم آرام و مهربان باشیم، اما اجازه می دهیم استرس آن را از ما بگیرد

اگر به استرس و اضطراب اجازه ی رخنه بدهیم، می تواند سال های زیادی از زندگی ما را بگیرد. برای مثال ضرورتی ندارد در مورد امور جزئی استرس داشته باشیم. چرا باید در مورد چیزی که کاملا خارج از حیطه ی اختیار ما است، نگران باشیم؟ باید استرس هایمان را به مسائلی که در اختیار خودمان است محدود کنیم. باید تمرکزمان را روی مواردی که با تلاش، حل شدنی هستند معطوف کنیم. درباره ی مسائلی که نگرانی درمورد آن ها ما را به رشد و بالندگی نمی رساند، نگران نباشیم. این امر نیازمند خودشناسی عمیق و هوشیاری ذهنی است.

۷ – می خواهیم تندرست باشیم، اما لذت و راحتی را ترجیح می دهیم

ذات آدمی این است که در بند عادات بوده و همواره به دنبال دستیابی به لذت باشد. بخشی از آن ژنتیکی است مثل استعداد معتاد شدن و بخشی از آن می تواند ناشی از تنبلی یا محدودیت زمانی باشد. چرا یک ساعت برای پخت یک غذای سالم زمان بگذاریم در حالی که می توانیم بیرون غذا بخوریم؟ تمام روز روی پاهایمان می ایستیم، پس فایده ی ورزش بعد از کار چیست؟ این گونه بهانه ها گواهی بر مضر بودن آن ها برای سلامتی ما است. مواردی که برای ما مفید هستند مانند رژیم غذایی درست و ورزش، با تلاش قابل دستیابی است. نتیجه ی آن شاید به سرعت دیده نشود (شاید اوایل آشپزی تان افتضاح باشد) اما در فواید بلند مدت آن جای شک و تردید نیست.

۸ – به دنبال شادی هستیم، اما به خودمان اجازه ی شاد بودن نمی دهیم

شادی می تواند پدیده ای بسیار فراّر باشد. وقتی قدر چیزی را نمی دانیم، نیمه ی خالی لیوان را می بینیم و نمی توانیم از لحظاتمان لذت ببریم می فهمیم که شادی کاملا به طرز تفکر خودمان وابسته است. شاد بودن برای برخی افراد خیلی راحت تر است. برخی مردم زندگی ایده آلی دارند اما هنوز خود را در خطر ابتلا به افسردگی می بینند. برخی دیگر خوشبختی را در ضروری ترین نیازهای زندگی یافته اند. خوشبختانه راه های زیادی برای رسیدن به خوشبختی و شادی وجود دارد، از جمله برای خود زمان گذاشتن و دنبال کردن علایق خود. باید برای دستیابی به هر هدفی که برای خود در نظر داریم، تلاش کنیم و یا در جهت کار بهتری پیش برویم. راه حل درست جلوی رویمان قرار دارد، فقط کافی است آن را بفهمیم.

۹ – در طلب دنیا هستیم، اما قدر آن چه را که داریم را نمی دانیم. در پی کسب تجربه های جدید هستیم، اما هیچ گاه به خودمان اجازه نمی دهیم آن ها را تجربه کنیم

به نظر من این متداول ترین خصوصیت آدمی است. گاهی هر چه بیشتر می خواهیم، کم تر به آن می رسیم و این اتفاق در نهایت به ما حس عدم موفقیت در حصول نتیجه را می دهد. اکثر ما به شدت در پی دست یافتن به موقعیت های بیشتر هستیم، در حالی که از آن چه که داریم غافل می شویم. نمی توانیم قدر دستاوردهای خود را بدانیم. شغلمان برایمان کسل کننده می شود، اگر چه همین شغل درآمدی ثابت و خانه ای برایمان فراهم کرده است. از تعهدات خانوادگی آزرده می شویم اگر چه همین خانواده نقطه ی روشنی در زندگی ما می باشد و در لحظات دشوار ما را حمایت کرده اند. از دوستانمان می رنجیم، آن هایی که لحظات شادی را برایمان فراهم کردند. حس بدبختی می کنیم با این که در جامعه ای مدرن و بدون جنگ و قحطی زندگی می کنیم. هیچ گاه وقت کافی برای خودمان نداریم، اگر چه همین الان در حال نوشتن و خواندن چند پست هستیم. اگر به طور مداوم به آن چه که می خواهیم فکر کنیم و از داشته های فعلی خود راضی نباشیم و قدر آن ها را ندانیم، هیچ گاه موفق به داشتن حس رضایت از انجام عمل نخواهیم شد.

۱۰ – می خواهیم بهترین عملکرد را داشته باشیم، اما در جهت بهبود فلسفه ی زندگی مان تلاش نمی کنیم

از این که در جایی که می خواهیم قرار نداریم، متعجب می شویم. می خواهیم فرد بهتری باشیم اما به آن جامه ی عمل نمی پوشانیم. این امر نه تنها نیازمند کار زیاد، بلکه مستلزم تلاشی آگاهانه برای ارزیابی موقعیتی که در آن قرار داریم، می باشد. بدون این آگاهی هوشیارانه، به مسائل اجازه می دهیم فقط در ذهنمان باقی بمانند. زمان می گذرد و ما به طور خودکار از جایی که می خواهیم در آن قرار بگیریم فاصله می گیریم. نکته ی مهمی که از این مطالب دست گیرمان می شود چیست؟ چندین موضوع وجود دارد که مرحله به مرحله در دستور کار قرار می گیرد که خودشناسی و تلاش، مهم ترین آن ها هستند. باید مطمئن باشیم که خودمان را به دقت ارزیابی مجدد کنیم و نه فقط در مواقع بحرانی، بلکه در اغلب اوقات این کار را انجام دهیم. باید ساختاری اصولی را به کار ببریم. این روش مستلزم تلاش و تمرین است. با این روش می توانیم بر روی مسیری که در آن حرکت می کنیم و چیزهایی که به دست می آوریم کنترل داشته باشیم. علاوه بر این، باید در بهبود تعاملات اجتماعی و دستیابی به خواسته ها تلاش کنیم.

«کارل گوستاو یانگ» می گوید: «تا زمانی که ناخودآگاهتان را خودآگاه نسازید، او زندگی تان را کنترل می کند و آن را تقدیر می دانید»

منبع : zibashahr.com

x

حتما ببینید

چگونه احساس ناامیدی نکنیم؟

چه شما مادری هستید که برای فرزندانش بهترین ‌ها را می خواهد، چه کارگری سخت ...